عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
64
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
به آسمان پيوسته . قوله : « فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ » الايه . . آن دور در گذشت و آن قرن بسر رسيد باز قومى ديگر رسيدند به عكس ايشان و سيرتشان ، بر پى شهوتها رفتند و دل در آشيانهء شيطان بستند ، حريص چون خوكان ، متكبر چون پلنگان ، محتال چون روبهان شرير چون سگان ، به ظاهر آدمى و به باطن شيطان . اى جوانمرد خاصيّت آدمى نه بتغذّى و تناسل است كه نبات را همين هست نه بحسّ و حركت است كه حيوانات ديگر را همين هست ، بلكه خاصيّت آدمى بعلم و معرفت است ، امّا خطر گاهى دادهاند او را كه بيك لحظه بدرجهء جبرئيل و ميكائيل رسد ، بلكه از ايشان در گذرد ، و بيك خطرت بهيمهاى سبعى گردد بلاقيمت ، اگر نظر فضل الهى به دو رسد ، « أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ » او را در پردهء عصمت خويش گيرد ، و اگر بعدل جبّارى به حكم سياست به دو نگرد ، « فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ » او را در وهدهء غىّ افكند كه : « فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا » . قوله : « إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً » ، فاولئك الّذين تداركتهم الرّحمة الازلية و يسبقون فى النّعم السّرمدية . 4 - النوبة الاولى ( 19 / 98 - 61 ) قوله تعالى : « جَنَّاتِ عَدْنٍ » بهشتهاى هميشى ، « الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمنُ » آن بهشتها كه رحمن وعده داد [ به آن ] « عِبادَهُ بِالْغَيْبِ » بندگان خويش را ناديده ، « إِنَّهُ كانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا ( 61 ) » وعدهء اللَّه تعالى آمدنى است [ و بنده بدان رسيدنى ] . « لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً » نشنوند در آن هيچ سخن نابكار بيهوده ، « إِلَّا سَلاماً » مگر سخنى بسلامت [ از عيب رسته ] . « وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها » و روزى ايشان در آن ميرسد ، « بُكْرَةً وَ عَشِيًّا » ( 62 ) بامداد و شبانگاه .